يا علي اصغر
اين شعر زيبا رو در روز هاي پاياني ماه عزيز شعبان خدمتتان تقديم مي كنم. روضه خواني از نوع اينترنتي هم دوست داشتني است. اي كاش مي دانستم اين شعر از كيست.
اولین روز است بی گهواره میگردی علی
اولین روز است بی گهواره میگردی علی
یک شبه مادر برای خود شدی مردی علی
آخرین باری که بستم بند این قنداق را
در دلم افتاد دیگر برنمی گردی علی
بیشتر شرمنده می سازی پدر را گریه کن
بس کن این لبخند اشکم را در آوردی علی
زانویت را جمع کردی بس که پیچیدی به تیر
دست ها را جمع کردی بس که پر دردی علی
باز کن از ساقه این تیر انگشتان خود
نیست هم بازی تو ، بیچاره ام کردی علی
بی تعادل هستی و ماتم چگونه با سرت
حجم تیر حرمله را تاب آوردی علی
میزنی لبخند پیدا می شود سرهای تیر
عاقبت دندان شیری هم در آوردی علی
منبع:
http://faryad-e-alatash.blogfa.com/post-145.aspx
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 11:37 توسط محمدطه رضائي
|